|
"بسم رب الشهداء والصدیقین"
هر مزار يك ستاره آسماني از ستارگان هر گل تقديم به يك پدر پدر! گلي برايت هديه آورده ام! نمي گويم در كنارم هستي ولي دورتر هم نيستي! مي خواهم سهم لبخندت را ميان همه فرزندان سرزمينم قسمت كنم. روزت مبارك پدر آسماني ام.
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط مهندس1
|
یا رب الحسین علیه السلام!
... و اینهم ۵۷ برنده نهائی مسابقه نیروی انتظامی که بعد از کلی پیگیری به لطف دوستان مسوول بالاخره اعلام شد و جوایز آن در حال توزیع است. برای اطلاعات بیشتر میتوانید با شماره تلفن ۶۳۹۸۱۶۰۲ تماس بگیرید.
" چگونه میتوانیم پليس خود باشيم؟ "
ويژه برنامه هاي شبهاي گفتگوي - ماه مبارك رمضان
+ نوشته شده در شنبه 9 تیر1386ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط مهندس1
|
یا رب الحسین علیه السلام!
اسامی نهائی برندگان مسابقات برنامه شبهای گفتگو ویژه محرم بالاخره از جانب دوستان عزیز سازمان تبلیغات اسلامی اعلام شد. الف ـ مسابقات چند گزینه ای هر شب: سکینه هزاره - سمیه زارع - زهرا دربان - سید علی اکبر حمیدی - منصور عادلی - مریم دهقان نجم آبادی - خدیجه اقبالی - نصرت الله عبد اللهی راد - زهرا فتحی زاده - نفیسه فرازمهر - ناهید علیان - رحیم حسینی - خدیجه بخشی - سکینه ایمانی کریم کندی - سعیده مجیدی - عبدالله شاه میر - الهه عبدلی - پروانه خانف - کریم اندانی و طیبه حسینی. ب ـ مسابقه سوگنامه شعر عاشورائی: محمد سعید میرزائی - اسماعیل محمد پور - عبد الحمید انصاری نسب - حسین هدایتی - رقیه آزاد نیا - مصطفی پورکریمی - حامد نوری - مجید ذاکری - عالیه مهرابی و خدابخش صفا دل. ج ـ مسابقه وبلاگ نویسی عاشورائی: مریم عزتی - رضیه السادات و راضیه السادات میر صادقی - عباس شفیعی - احسان جدی - سید مصطفی حسینی - حسین صمد زاده - علی فصیحی - محبت مسجدی - محمود مرادی طیبی و امیر محسن سلطان احمدی. برندگان میتوانند جهت پیگیری دریافت جوایز با سازمان تبلیغات اسلامی (۸۸۸۹۶۲۴۳) تماس بگیرند.
+ نوشته شده در شنبه 9 تیر1386ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط مهندس1
|
یا رب الحسین علیه السلام!
به پیشنهاد چند تا از رفقا یه بخش جدید به مسابقه وبلاگ نویسی اضافه کردیم. به این صورت که تمامی مراجعه کنندگان میتوانند سه وبلاگ برتر خود را از بین وبلاگهای ثبت نام شده که لیست آنها در پستهای قبلی آمده با در نظر گرفتن ابعاد مختلف گرافیکی ، ساختاری ، بروز رسانی ، فنی و محتوائی به صورت نظر در همین پست اعلام نمایند. ما نظرات شما را جمع بندی میکنیم و بعنوان وبلاگهای برتر از نگاه مخاطبان اعلام مینمائیم و نتایج را در رده بندی نهائی نیز در نظر میگیریم. مهلت شما برای اعلام نظرات حداکثر تا تاریخ ۱۰/۱/۱۳۸۶ میباشد. در ضمن اعلام نتایج نهائی تمامی مسابقات ویژه برنامه محرم شبهای گفتگو از جمله مسابقه وبلاگنویسی منوط به تشکیل کمیته تخصصی مرکب از نمایندگان سازمان تبلیغات و صدا وسیما شده است که بمحض تشکیل کمیته شما را در جریان قرار خواهیم داد. یا علی مدد
+ نوشته شده در سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط مهندس2
|
یا رب الحسین علیه السلام!
السلام عليک يا اباعبدالله السلام عليک يابن رسول الله سلام بر ولى خدا و دوست او خدايا من تو را گواه مىگيرم كه من، دوست دارم هر كه او را دوست دارد و دشمنم، با هر كه او را دشمن دارد. پدرم و مادرم به فدايت اى فرزند رسول خدا اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فرازهايی از زیارت اربعین
+ نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
یا رب الحسین علیه السلام! با عرض تبریک ولادت شکافنده علوم مهلت ثبت نام برای شرکت در مسابقه تمام شده اما دوستانی که نام وبلاگشان در لیست ارائه شده در وبلاگ انجمن وبلاگ نویسان عاشورائی میباشد لطف کنند حداکثر تا تاریخ ۵/۱۲/۸۵ مشخصات وبلاگ و مدیر وبلاگ مربوطه را مطابق فرمت ارائه شده در پست دوستان جديد به ما اعلام نمایند.مجددا" تاکید میکنیم که اطلاعات ارسالی بصورت کامنت در وبلاگ برای عموم قابل مشاهده نخواهد بود!
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط مهندس2
|
يا رب الحسين!
خوب ۱۳ شب هیئتمون تو شبکه قرآن تموم شد، اما خیمه سفید ما هنوز برپاست! برای مسابقات وبلاگنویسی و سوگنامه شعر عاشورائی تا آخر محرم وقت هستش اما جواب مسابقات هرشبو فقط ۱۵ روز بعد از آن شب فرصت دارین یعنی مهلت ارسال جواب مسابقه شب اول امشب که شب پونزدهم تمومه، شرمنده!؟راستی، اگه برنامه آخرو دیده باشین فهمیدین که دوستان سازمان تبلیغات هم "یا علی" ما رو خوب جواب دادن و تعداد جوایز مسابقاتو به" ۱۲۱" سفر عتبات عالیات(کربلا و نجف) و سوریه افزایش دادن. یا علی مدد! ... به هر حال نشونیایی که در وبلاگ انجمن وبلاگنویسان عاشورائی میبینید اونائی هستند که صرفا"برای بررسی وبلاگشون ثبت شده ، پس اگه وبلاگ عاشورائی دارین و تو لیست اسمتون نیومده هنوز وقت هست که اعلام کنید. التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه 14 بهمن1385ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط مهندس2
|
یا رب الحسین!
با تشکر از همه دوستان و همراهان وبلاگنویس و ... چه اونائی که وبلاگ داشتن یا اونائی که تازگی ثبت کردن، چه اونائی که لینک انجمنو دادن یا اونائی که قرار تازه لینک بدن! چه اونائی که جواب مسابقات برنامرو پیغام میذارن یا اونائی که تشکر و انتقاد میکنن، چه دوستانی که برای ما مطلب میفرستن یا اونائی که تقاضای لینک و معرفی دارن ...و خلاصه تموم شما که دنبال بهانه هستین تا تو این هیئت ظاهرا" مجازی یکاری بکنید.اجرتون با صاحب عزا (که خداوند تعجیل کند در فرجش) بقول یه بزرگی " حکما" انتخابتون کردن! چرا که بنا بقول امام رضا (علیه السلام) خدا اگر اجازه میداد ، همه مردم اونارو دوست می داشتند. " ... به هر حال نشونیایی که تووبلاگ انجمن گذاشتیم، اونائی هستند که فعلا" برای بررسی وبلاگشون ثبت شده ، پس اگه وبلاگ عاشورائی دارین و تو لیست اسمتون نیومده هنوز وقت هست که اعلام کنید.
+ نوشته شده در شنبه 7 بهمن1385ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط مهندس2
|
یا رب الحسین!
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله کلیک کنید ، بریم کربلا . التماس دعا کربلائی! یا علی مدد
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط مهندس2
|
یارب الحسین !
"امام حسين(علیه السلام) در هنگام سفر به كربلا فرمودند: براستى اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده، و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زندگى اى پست، همچون چراگاه تباه، چيزى باقى نمانده است. آيا نمى بينيد كه به حقّ عمل نمى شود و از باطل نهى نمى گردد؟ در چنين وضعى مؤمن به لقاى خدا سزاوار است. و من مرگ را جز سعادت ، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمى بينم. به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون آن اند، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندك اند." ( وبلاگ تشنه سیراب)
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
یاحق!
اینم مسابقه بعدی برای همه دوستان اهل ادب و با ذوق ( عاشقشو فاکتور گرفتم ، آخه رمز عملیاتو که هی هوار نمی زنن!) " امام صادق (ع) فرمودند : هیچ کس نیست که درباره حسین (ع) شعری بگوید و بگرید یا بگریاند مگر آنکه خداوند بهشت را بر او واجب کند و او را بیامرزد ." برنامه شبهای گفتگو با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار می کند : مسابقه سوگواره شعر عاشورا محور های انتخاب :
جوایز برگزیدگان : 10 کمک هزینه سفر به کربلا جهت شرکت در مسابقه آثار خود را از طریق سایت های مرتبط با برنامه : www.goftogou.ir www.ashourablog.ir و یا نشانی صندوق پست الکترونیک goftogou@irib.ir و یا از طریق صندوق پستی ۶۵۶۵/۱۴۱۵۵ ارسال نمایید . "
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 دی1385ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط مهندس1
|
یاحق!
یه خبر خوب داریم برای رفقای وبلاگ نویس که دلشونم پرپر می زنه واسه اونی که یکه تاز عشقه! مسابقه وبلاگ نویسی عاشورا: "همنوا با منتقم عاشورایی کربلا برنامه شبهای گفتگو با همکاری انجمن وبلاگ نویسان عاشورایی برگزار می کند . جهت شرکت در مسابقه وبلاگ های ثبت شده خود را به سایت انجمن وبلاگ نویسان عاشورایی معرفی نمایید . نشانی : www.ashourablog.ir محورهای انتخاب برترین وبلاگ :
جوایز برترین ها : 10 کمک هزینه سفر به کربلای معلا " منتظر آثار غنی و جذاب شما هستیم .
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 دی1385ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط مهندس1
|
اگر عزيزي را گم كرده باشيد، چه ميكنيد؟ آسوده و بيخيال مينشينيد تا كم كم فراموشش كنيد؟ يا براي يافتن او همه تلاش خود را به كار ميبريد. از اين و آن سراغش را ميگيريد. شب و روزتان را به جستجوي او ميگذرانيد... تا آن كه او را بيابيد يا نشاني از او پيدا كنيد؟ كداميك؟
اگر كسي را دوست داشته باشيد و بدانيد كه او نيز به شما بسيار علاقهمند است، آنقدر كه از بيماري شما بيمار ميشود و از خوشحالي شما خوشحال، چه ميكنيد؟ تنها به زبان اين دوستي را ابراز ميكنيد؟ يا در عمل، محبت خود را به او نشان ميدهيد؟ پيوسته در پي جلب رضايت او هستيد، به مناسبتهاي مختلف براي او هديه ميبريد، لباسي را ميپوشيد كه او دوست دارد، از عطري استفاده ميكنيد كه او ميپسندد و ... كداميك؟
اگر بدانيد، كه براي حل مشكلاتتان ميتوانيد به كسي مراجعه كنيد كه آماده كمك به شما ميباشد و براي ارتباط با او گفتن يك سلام كافي است، چه ميكنيد؟ آيا از كنار اين موضوع بيتفاوت گذر ميكنيد؟ يا تمام تلاش خود را براي استفاده از اين فرصت به كار ميبريد؟ كداميك؟
اكنون ما كه ميگوييم در انتظار امام زمانمان نشستهايم، او را به جان دوست داريم، گره مشكلاتمان به دست او باز ميشود، چگونهايم و چه ميكنيم؟ هر صبحبا سلام بر او روزمان را شروع كرده و آمدنش را از خدا ميخواهيم؟ براي سلامتيش صدقه ميدهيم؟ و مهمتر آن كه...آنگونه كه او پسندد زندگي كرده و عمرمان را سپري ميكنيم؟ ......... خوب است در اين آزمون اين سه پرسش ساده را از خود بپرسيم و به خودمان نمره دهيم.
از صفر تا بيست!
امام منتظران(عجل الله تعالي فرجه الشريف): " ما در رعايت حال شما كوتاهي نميكنيم و ياد شما را از خاطره نبردهايم ... " بيائيد ما نيز ياد ايشان را از خاطر نبريم و براي آمدنش دعا كنيم ... التماس دعا اللهم عجل لوليک الفرج
+ نوشته شده در شنبه 16 دی1385ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
!يا حق علل و فوايد دعا براي فرج فرمايش امام زمان(عج الله تعالي فرجه) "" بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج که آن فرج شمااست اين دعا سبب زياد شدن نعمتهاست ان شاالله شفاعت پيغمبر(صلوات الله عليه و آله) شامل حال او مي شود اين دعا اجابت دعوت خدا ورسول الله (صلوات الله عليه و آله) است خداوندازخدمتگذاران بهشت نصيبش فرمايد پاداش نصيحت مومن رادارد اين دعا اطاعت ازاولي الامر است که خداوند اطاعتشان راواجب ساخته است ازکساني خواهدبود که خداونددر بهشت به اوحکومت دهد حساب او آسان مي شود رستگاري به شفاعت سيده نساء العالمين (سلام الله عليها) برگرفته از کتاب گرانسنگ "مکيال المکارم" تاليف مرحوم آيت الله سيدمحمدتقي موسوي اصفهاني
+ نوشته شده در دوشنبه 11 دی1385ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
یا حق!
آقا میثم در جواب پست قبلی ـ از قول آقای دولابی ـ کولاک کرد و اشک بروبچه های شبهای گفتگو رو درآورد! دستش درد نکنه! "روز عاشورا، به افراد يك پرونده نو ميدهند. پرونده نو يعني چه؟ يعني اين فرد آمرزيده شده است، حر از حالا عزيز ماست. از اول هم عزيز بود، منتها پروندهاش مرتب نبود تا آمد پهلوي حضرت، پرونده اوليهاش از بين رفت. يك پرونده نو به او دادند. ديگر در فكر معصيت نبود، همهاش در فكر فرمان بردن و شهادت بود. خداوند ما را ثابت بدارد انشاءالله و از حضرت حر بهره بگيريم. حر يعنيآزاد، الحر حر، حر آزاده بود. یاعلی! انشاءالله همینطور باشه و ما کمتر شرمنده اماممان(که خدا تعجیل کند در فرجش) باشیم!
+ نوشته شده در یکشنبه 3 دی1385ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
یا حق!
از اینکه با ما مرتبطید و مطالب زیبائی مینویسید ممنونیم ! دستتون درد نکنه! اول ذیحجه٬عجب روزیه! سالگرد عروسی که جای خودش... تولد پدر بت شکنهای تاریخ حضرت ابراهیم هم جای خودش.... اما یه مناسبت خیلی مهم و لطیف که بی ربط به مناسبتای دیگه این روزم نیست اینه که یه چله تا عاشورا مونده٬ اگه یه نگاهی به مفاتیح بکنید در نماز مخصوص این روزا این آیه اومده: *وَواعَدْنا مُوسى ثَلثينَ لَيْلَةً وَاَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ اَرْبَعينَ لَيْلَةً وَقالَ مُوسى لاِخيهِ هرُونَ اخْلُفنى فى قَوْمى وَاَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ * خوب حکمآ توی این چهل روز کلی کارای خوب میشه کرد٬
+ نوشته شده در جمعه 1 دی1385ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط مهندس2
|
یا حق!
... چاوشی میخونن! "هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله! هر که دارد سر همراهی ما بسم الله!" کاروان شبهای گفتگو یه جورائی کم کم داره راهی میشه! هرکی پایه و بامعرفته ٬ یا علی! بقول معروف قرار نیست حلوا تقسیم کنن ٬ کرب و بلا یعنی سختی و مصیبت ٬ یعنی خون و شمشیر ٬ یعنی امتحان نهائی ٬ یعنی سوختن ٬ گداختن و ذوب شدن ٬ یعنی گر گرفتن ٬ شعله ور شدن و افروختن و همه اینها یعنی حقیقت عشق! "در حریم عشقبازی امن و آسایش بلاست ریش باد آن دل که با عشق تو خواهد مرحمی!" منتظریم!
+ نوشته شده در یکشنبه 26 آذر1385ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
یا حق!
یاران همراه سلام! بزودی طراحی و تولید سری جدید برنامه تلویزیونی شبهای گفتگو برای پخش از شبکه قرآن در ۱۳ روز اول محرم شروع میشه ٬ ما مثل سری قبل مشتاقانه منتظر پیشنهادات و نظرات سازنده شما قبل از تولید برنامه هستیم. در ضمن بنا داریم وبلاگهای شما را در صورتیکه مرتبط با موضوع برنامه باشد (حتی بخشهایی ویژه از یک وبلاگ)در برنامه معرفی کنیم پس هر چه زودتر به ما سر بزنید و لینکهای خود را به ما اعلام نمایید. "پشت گوش بندازی٬ دلگیر میشما!"
+ نوشته شده در دوشنبه 20 آذر1385ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط مهندس2
|
یا حق!
نکته۲: مژده به جستجوگران علم نافع: پیامبر رحمت - که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد! - فرمودند: "هر که در جستجوی بابی از علم برآید تا با آن خودش یا آیندگانش را اصلاح نماید٬ خداوند به تعداد ریگهای بیابان ( ریگستان ) برایش پاداش نویسد." واقعا" با وجود اینهمه رفقای وبلاگنویس و اینهمه پستهای قابل استفاده برای اصلاحات: چندین بیابان پر از ثواب میتوان وقف کرد؟ برای کی؟ برای یگانه امام زمان - که گشایش در امرش فرج همه است ـ چطوریشو شما بگین!
+ نوشته شده در شنبه 18 آذر1385ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
ياحق!
بعد يه تاخير تقريبا" طولاني ميخوايم جبران كنيم! از امروز سعي مي كنيم هفته اي چنتا نكته از آب گذشته تقديم كنيم تا نگن كم آورديم!؟ نكته۱: مسابقه! چي ميشد اگه همه برايه خوب شدن٬ خوب موندن و خوبي كردن مسابقه ميدادن؟ هم با خودشون٬ هم با زمان و هم با ديگران! چي شد؟... يكم فكر كني درست ميشه! ... نگفتم درست ميشه! يا علي!
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط مهندس2
|
یاحق! شهادت امام صادق (درود خدا بر او و خاندان پاکش باد) رو به همه دوستداران اهل بیت تسلیت می گم. حديثی هست مشهور به عنوان بصری که از اون اتمام حجت هاییه که هیچ حرفی نمیشه توش بیاریم! عنوان پيرمرد ۹۴ ساله ای بود که اومد خدمت امام جعفر صادق (عليه السلام)تا علوم و معارف دين رو ياد بگيره.ولی او قبلا از مالک ابن انس علم آموزی می کرد.اون امام رو نمی شناخت و فقط تعاريفی از امام شنيده بود.خدمت امام آمد و طلب علم کرد ولی چون او امام را با مالک برابر می دانست امام برای اينکه او را تربيت کرده باشند او را ازخود راندند تا تنبه پيدا کند.امام به او گفتند برو از همان مالک علمت را بگير من وقت ندارم.عنوان غمگين از خدمت امام بيرون می آيد و در نفسش با خود می گويد:اگر در من چيزی می يافت مرا نمی راند.او بسيار غمگين می شود و از خدا شب و روز طلب اين را می کندکه خدا مهر او را در دل امام بياندازد.تا اينکه صبرش تمام می شود و دوباره خدمت امام می رسد.اين بار مودبانه در حال که به شان امام واقف است.امام او را می پذيرند و به او ميگويند که خدا از گناه تو گذشت.او که خود را معرفی می کند می گويد من «ابو عبد الله»هستم .امام ميگويند:«ثبت الله کنيتک و وفقک»يعنی خدا تثبيت کند معنای اين کنيه را در تو و موفقت کند به آن(معنای ابو عبد الله ـ پدر بنده ی خدا) امام از او می خواهند که مشکلش را بيان کند.او می گويد:اگر همين زيارت که نصيب من شده و اين دعايی که در حق من کرديد فقط بود ..همين کافی بود.. امام دوباره می خواهند مساله اش را بيان کند.او می گويد :من از خدا خواستم که قلب شما را به من نرم کند و اجابت کند مرا در رابطه با شما.... امام به او ميگويند علم به ياد گيری نيست وعلم نوری است که خدا در قلب هر کس که بخواهد هدايت کند قرار می دهد.(علم رزق است و بايد از خدا خواست تا روزی انسان شود)و خدا بنده ای را که بخواهد هدايت کند نور علم را در قلبش قرار می دهد.پس اگر علم را می خواهی حقيقت عبوديت را در خودت پيدا کنوعلم را طلب کن به قصد عمل.و از خدا بخواه که آن را به تو بفهماند..عنوان از امام می پرسد:حقيقت عبوديت چيست؟ می فرمايند:۳چيز.اينکه خودت را ملک خودت ندانی و هر چيزی را که داری.هر چه داری حتی خودت ملک خداست وبنده ی ملکيتی برای خودش نمی بيند و چيز هايی که ملک خداست را در راه غير رضايت او استفاده نمی کند....برای نفس خود تدبير قطعی نمی کند و همه ی کارهايی که می کند در راستای چيز هايی است که خدا امر کرده و يانهی کرده است.و هنگامی که بنده برايش قطعی شد که همه چيزملک خداست و ا زخود چيزی ندارد انفاق برايش آسان می شود.....و هنگامی که بنده امورش را به دست مدبرش سپرد..مصائب برايش آسان می شود وهنگاهی که بنده چنين بود دچار فخرو خود نمايی نمی شود. هنگامی که خدا به کسی اين ۳خصوصيت را بدهد..از شر انس و جن در امان است و ديگر دنيا را برای جمع کردن مال و فخر فروشی نمی خواهد.عزت خود را نزد مردم نمی بيند که در آنجا جستجو کند. و نمی گذارد روزها و ايامش به بطالت بگذرد.و اين اولين درجه ی تقوا است. در قرآن آمده است:«تلک الدار الآخره نجعلها للذين لا يريدون علوا فی الارض و لا فسادا و العلقبه للمتقين» ۹چيز برای کسانی است که مريد و شيعه ی ما هستند در و اين وصيت من است برايشان خدا آنان راموفق کند در استعمال آنها: ۳تا در رياضت نفس ۳تا در حلم و صبر ۳تا در علم آن ۳که در مورد رياضت نفس است: ۱.مبادا چيزی را بخوری که به آن اشتها نداری که برای تو حماقت و نادانی می آورد و نخور تا زمانی که خيلی گرسنه هستی. ۲.وقتی که خواستی بخوری حلال بخور و نام خداوند را بر زبان بياور و «بسم الله الرحمن الرحيم »بگو. ۳.حديثی است از حضرت رسول:آدمی را ظرفی بدتر از شکم پرنگرده است.وقت يکه خواستی بخوری ۱قسمت را برای طعام بگذار ۱قسمت رابرای نوشيدنی . ۱قسمت را برای نفس کشيدن. ۳تا در حلم: ۱.اگر کسی به تو گفت اگر يکی بگويی ده تا می شنوی به او بگو اگرده تا بگويی کی هم نمی شنوی. ۲.اگر کسی به تو فحش داد به او بگو اگر راست گفته باشی از خدا ميخواهم مرا ببخشد و اگر اشتباه کرده باشی از خدا می خواهم که تو را ببخشد. ۳.و اگر کسی تو رانفرين کرد تو برای او خير بخواه . (اگر ما واقعا به اين چيز ها عمل کنيم می دونی زندگيهامون چه جوری می شه؟) و ۳تا در علم: ۱.از علما سوال کن در مورد آن چيزی که در آن جهل داری و سوال نکن برای آنکه آنلن را امتحان کنی يا دست بياندازی.و در آن راهی که پيدا کردی در تمام احوا ل احتياط را رعايت کن. ۲.(معنی اين رو درست نمی دونم شايد اين باشه)«و اهرب من الفتيا هربک من الاسد»فکر می کنم معن ياهرب يا فرار کردن باشه يا ترسيدن که دراين صورت اين طور معنی می شه کرد:و بترس يا فرار کن از نادانان همانطور که از شير می ترسی يا فرار می کنی. ۳.«و لا تجعل رقبتک للناس جسرا»فکر می کنم معنی اش اين بشه که رقبتت رو درنزد مردم قرار نده. و در آخر امام به عنوان می گويند که برخيز و بر تو است که به نصيحت های من عمل کنی.و از بين نبری اين راهکارهای مرا. «و السلام علی من التبع الهدي»
+ نوشته شده در جمعه 26 آبان1385ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط مهندس1
|
یا حق!
از بزم طرب باده گساران همه رفتند آیینه دلان٬ نکته گذاران همه رفتند ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟ نه کوه کن دلشده ماندست و نه مجنون از کوی جنون سلسله داران همه رفتند ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟ زین شهر شهیدان تو با جامه گلگون پاکیزه تر از ابر بهاران همه رفتند ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟ چون گرد که اندر پی هر قافله ماند ما مانده در این راه و سواران همه رفتند ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟ از دست غمت آیینه داران همه رفتند اندوه خوران٬ سینه فکاران همه رفتند ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟ همه رفتند؟ همه رفتند؟..... عجب قحطی شدها! انگاری دنیا خالی خالی شده! همه رفتن و رسیدن و ما....! ... اما درد واقعا" کیمیای کارآمدیه که حتی آشغالارو هم طلا میکنه!(عجب بازیافتی!!) آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی بما کنند میگن کنیز درگاهشون (فضه) با نگاهش خاکرو طلا میکرده٬ خودشون اگه نیم نگاهی کنند چی میشه! چی میشه؟ چی میشه٬ اگه بشه! ای مادر خیلی مهربون سادات٬ اغیثینی! همین!
+ نوشته شده در یکشنبه 21 آبان1385ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
یاحق!
گمونم وصیت نامه شهید چمران ٬ منوّر به موقعی بود واسه لو دادن رفقا! بابا دست مریضات. بعضی صداها چه جوری سالها و قرن ها می تپند تو قلب زمان! وقتی دلت رو با دل عالم کوک کرده باشی ٬ همیشه صدات زنده س. همش دنبال یه راز می گشتم تو شهادت ٬ نقل همون جمله ای شد از دکتر شریعتی با این مضمون که : "خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز ٬ چگونه مردن را خود خواهم آموخت!" می خواستم بی مقدمه نیایش شهید چمران رو هدیه دلهاتون کنم ٬ دلم تپید و قلم چرخید . آدم پیش این همه آدم های زنده که صدای تپش قلبشون روی قلب صنوبری به ظاهر زنده ما رو کم کرده ٬ خب خجالت می کشه لفّاظی کنه.یعنی میشه یه روزی دلمون پیوند بخوره با قلب تپنده ای که رگ جهان رو پر خون میکنه؟ همون رگی که یه روز تو مسجد کوفه ٬ یه روز تو کربلا و یه روز تو زندان بنی عباس یه نمه خون پاشید رو زمین تا شاید زنده بشه... "
بِسْمِ الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ من اعتقاد دارم كه خداي بزگ، انسان را به اندازه درد و رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش ميدهد، و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است، و ميبينيم كه مردان خدا بيش از هركس در زندگي خود گرفتار بلا و رنج و درد شدهاند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بندبند وجودش، با درد و رنج جوش خورده است، حسين را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت، كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبري را ببينيد، كه با درد و رنج انس گرفته است. درد، دل آدمي را بيدار ميكند، روح را صفا ميدهد، غرور و خودخواهي را نابود ميكند، نخوت و فراموشي را از بين ميبرد، انسان را متوجه وجود خود ميكند. انسان گاهگاهي خود را فراموش ميكند، فراموش ميكند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان، كه در مقابل عالم و زمان، كوچك و ناچيز و آسيبپذير است، فراموش ميكند كه هميشگي نيست، و چند صباحي بيشتر نميپايد، فراموش ميكند كه جسم مادي او نميتواند با روح او همپرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت ميكند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بيخبر از حقيقت تلخ و واقعيتهاي عيني وجود، به پيش ميتازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نميشود. اما درد آدمي را به خود ميآورد، حقيقت وجود او را به آدمي ميفهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درك ميكند، و دست از غرور كبريايي برميدارد، و معني خودخواهي و مصلحتطلبي و غرور را ميفهمد و آن را توجيه ميكند.
خوش نداشتم و ندارم، كه دوستانم و بزرگان به خاطر دوستي و محبت از من دفاع كنند، و مرا از ميان طوفان بلاي حوادث نجات دهند، خوش نداشتم كه رحمت و شفقت دوستان و مخلصين را برانگيزم، و از قدرت معنوي و مادي آنان در راه هدف مقدس خويش استفاده كنم. اما هميشه ميخواستم كه شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونهاي از مبارزه و كلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم؛ ميخواستم هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بكشم. ميخواستم در درياي فقر غوطه بخورم و دست نياز به سوي كسي دراز نكنم، ميخواستم فرياد شوم و زمين و آسمان را با فداكاري و ايمان و پايداري خود بلرزانم، ميخواستم ميزان حق و باطل باشم، و دروغگويان و مصلحتطلبان و غرضورزان را رسوا كنم، ميخواستم آنچنان نمونهاي در برابر مردم بوجود آورم كه هيچ حجتي براي چپ و راست نماند، و طريق مستقيم، روشن و صريح و معلوم باشد، و هر كس در معركه سرنوشت، مورد امتحان سخت قرار نگيرد و راه فرار براي كسي نماند. اما هميشه آرزو داشتم اگر دوستانم ميخواهند از من دفاع كنند، به خاطر حق دفاع كنند، نه به خاطر محبت و دوستي، اگر به هدف من علاقمندند، به خاطر طرفداري از حق باشد، نه رحم و شفقت به دوستي دلسوخته و رنجديده كه احياناً كسب قلب او ثواب داشته باشد.
خسته ام، پير شدهام، دلشكستهام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس ميكنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع ميكنم، و ميخواهم فقط با خداي خود تنها باشم. خدايا! به سوي تو ميآيم، از عالم و عالميان ميگريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده."
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 آبان1385ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط مهندس1
|
نمي دونم چه جوري يهو سر از سايت شهداي دولت درآوردمو ناخودآگاه رفتم سراغ شهيد چمران (انگاري راسته كه ميگن دل به دل اتوبانه!) اينم سوغاتي شما! حالشو ببريد! تك خوري هم ممنوع! وصيتنامه شهيد دكتر مصطفي چمران كه پنج سال قبل از شهادت، پيش از حادثه نبعه ـ كه در آن اميد شهادت داشته ـ براي امام موسي صدر نوشته است. اين وصيتنامه هرگز به دست امام موسي صدر نرسيد و تا يك سال پس از شهادت دكتر نيز هيچ كس به آن دست نيافت: " براي مرگ آماده شدهام و اين امري است طبيعي و مدتهاست كه با آن آشنا هستم. ولي براي اولين بار وصيت ميكنم. خوشحالم كه در چنين راهي به شهادت ميرسم. خوشحالم كه از عالم و مافيها رهيدهام. همه چيز را ترك گفتهام، علائق را زير پا گذاشتهام، قيدو بندها را پاره كردهام، دنيا و مافيها را سه طلاقه گفتهام و با آغوش باز به استقبال شهادت ميروم. از اين كه به لبنان آمدم و پنج يا شش سال با مشكلاتي سخت دست به گريبان بودهام، متاسف نيستم، از اين كه آمريكا را ترك گفتم، از اين كه دنياي لذات و راحتطلبي را پشت سر گذاشتم، از اينكه دنياي علم را فراموش كردم، از اينكه از همه زيباييها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشتهام، متاسف نيستم.... از آن دنياي مادي و راحتطلبي گذشتم و به دنياي درد و محروميت و رنج وشكست و اتهام و فقر و تنهايي قدم گذاشتم، با محرومين همنشين شدم، با دردمندان و شكستهدلان همآواز گشتم، از دنياي سرمايهداران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومين و مظلومين وارد شدم و با تمام اين احوال متاسف نيستم. عشق، هدف حيات و محرك زندگي من است و زيباتر از عشق چيزي نديدهام و بالاتر از عشق چيزي نخواستهام، عشق است كه روح مرا به تموج وا ميدارد، قلب مرا به جوش ميآورد، استعدادهاي نهفته من را ظاهر ميكند، مرا از خودخواهي و خودبيني ميرهاند، دنياي ديگري حس ميكنم، در عالم وجود محو ميشوم، احساسي لطيف و قلبي حساس و ديدهاي زيبابين پيدا يكنم. لرزش يك برگ، نور ملايم سحر، موج دريا، غروب آفتاب احساس و روح مرا ميربايند و از اين عالم مرا به دنياي ديگري ميبرند.... اينها همه و همه از تجليات عشق است... و من قدر خود را بزرگتر از آن دانم كه بخاطر پاداش محبت كنم يا در ازاء عشق تمنايي داشته باشم. من در عشق خود ميسوزم و لذت ميبرم و اين لذت بزرگترين پاداشي است كه ممكن است در جواب عشق من به حساب آيد." "بينوايم ٬ نوا نميخواهم دردمندم ٬ دوا نميخواهم يوسف زهرا بتو سوگند از خدا جز تو را نميخواهم"
+ نوشته شده در سه شنبه 9 آبان1385ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط مهندس2
|
|
|